شیرین تر از آینه

انتقام
نویسنده : شهاب آراسته - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱
 

 

برم،

نرم،

برم،

نرم...

دونه های تصبیح رو یکی یکی رو هم می ذارم. باز برشون می دارم و باز رو هم می ذارم و باز باز باز... تکرار همین تکراری.

_ شهاب !... شهاب!

خودم رو به خواب می زنم و دو نه های تصبیح رو...

هیجانی که داشت از سردی سکوتم، دود می شه و می ره هوا.

مثل هیجان من. مثل آتیش هیجان من که دود شد و آه شد و...

یک لبخند پنهون گوشه لبم می شینه. یک حس رضایت، حس پس از انتقام.

دوباره شروع می کنم.

دونه های تصبیح رو یکی یکی رو هم می ذارم. باز برشون می دارم و باز باز...

برم،

نرم،

برم،

نرم،

برم،

نرم...

 

*********************** 

 

دلم واسه یک سلام شبونه تنگ شده. یک سلام بعد از این که همه شب بخیر می گن، یک سلام وقتی قراره یک سکوت طولانی شروع بشه... فقط یک سلام.