شیرین تر از آینه

و 90...
نویسنده : شهاب آراسته - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱
 

 

بوی عیدی

بوی توپ

بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

....

جای خالی مادر بزرگ

جای خالی خاطره ها

...

 یا مقلب القلوب و الابصار

 

 *************  

" به پاهای پر آبله خرگوش ها سوگند

سراسر زمستان را دویده ام

با کوله باری که سبدی خالی بیش نبود"

 

امسال دفتر خاطرات روزانم کلی از صفحه هاش خالی موند. چیزی برا نوشتن نبود. دوست نداشتم خالی بمونه ولی موند و... زود رفت و زود اومد...

...

یا مدبر الیل و النهار

 

**************

می گم: تا چند یاد داری بشمری؟

می گه: تا صد! ولی الان خسته ام فقط تا ده!

می گم: خوب بشمر ببینم.

می گه: یک، دو...سه... بعدش چند بود؟

می گم: چهار.

می گه: می دونستم!

می گم: آره. خوب ادامه بده.

می گه: می دونی خدا آدمایی که زبون درازی می کنند رو دوست نداره. مریم جوون میگه خدا می برشون توی جهنم و آتیش!

می گم: خوب آره.

می گه: پس زبون درازی نکن!

می گم: کی زبون درازی کردم؟

می گه: دیروز!

می گم: خوب بعد چهار چی؟

می گه: خسته شدم. می یای یک بازی دیگه کنیم؟ نقاشی بکشیم!

یک خنده رو لبام می شینه. می گم: بعد چهار پنج ه.

بلند می شه می ره سمت در اتاق. بعد بر می گرده و می گه: می دونی خدا آدمایی رو که مسخره می کنند دوست نداره. مریم جوون میگه خدا می برشون توی جهنم و آتیش!

قهر می کنه و میره. تنها می مونم. می گم: و قنا عذاب النار.

...

یا محول والحول و الاحوال

 

***************

چقدر به این یکی نیاز دارم... این اول سالی، توی این سال، چقدر به این نیاز داریم

...

حول حالنا الی احسن الحال